|
روزي نو براي نيايش با آفريدگار | ||||||
|
ماري در تله موش گير افتاد و زن صاحب مزرعه را گزيد . از مرغ برايش سوپ ذرست كردند ! گوسفند را براي عيادت كنندگان سربريدند ! و گاو را براي مراسم ترحيمش كشتند ! و تمام مدت موش از سوراخ ديوار مي نگريست .
پشت چراغ قرمز، پسركي با چشماني معصوم و دستاني كوچك گفت: چسب زخم نميخواهيد؟ پنج تا صد تومن ، آهي كشيدم و با خود گفتم: تمام چسب زخمهايت را هم بخرم ، نه زخمهاي من خوب ميشود نه زخمهاي تو ( حسين پناهي)
دست من
اگر بود
پاپیونهای بوسه را
به درخت روشنایی گره می زدم
بهار را زیور
گندمزار محمود می کردم
مصطفی و بهناز
را
میگفتم پلاسی بگشایند
بی ریا
....تا میتوانستم
مرگ را فراموش میکردم
و هر شب یلدایی ام
با مجید و علی
چوب خط می کردم
و دیو پلشت جدایی را
از کلبه فریادمان
می رماندم .......
دست من اگر بود
ترانه می شدم
برای آوازی که
تو بخوانی..... .
یادمون باشه مهم نیست الان کجاییم، مهم اینه که کجا می خوایم بریم
|
آدولف هیتلر دیکتاتور آلمان:
نقاش پوستر |
آلبرت انیشتن ‚فیزیکدان:
منشی اداره ثبت |
امیر کبیر صدراعظم ناصرالدین شاه:
آشپز و منشی |
جرالد فورد‚رییس جمهور آمریکا:
مانکن لباس مردانه |
|
جیمی کارتر‚رییس جمهور آمریکا:
بادام کار |
رونالد ریگان‚ریسس جمهور آمریکا:
هنر پیشه سینما |
کلارک گیبل‚هنرپیشه سینما:
چوب بر |
شون کانری‚هنرپیشه سینما:
بنا و راننده کامیون |
|
گاندی‚رهبر فقید هند:
وکیل دادگستری |
جرج واشنگتن‚رییس جمهور آمریکا:
کشاورز |
نادرشاه افشار:
پوستین دوز |
یعقوب لیث‚سر سلسله صفاریان:
رویگر |
|
آلپتکین سر سلسله غزنویان:
غلام زر خرید |
فرخی سیستانی ‚شاعر:
کارگر کشاورز |
پاندیت نهرو‚نخست وزیر هند:
وکیل دادگستری |
موسولینی ‚دیکتاتور ایتالیا:
روزنامه نویس |
|
ساموئل مورس‚مخترع آمریکایی:
نقاش |
جک لندن ‚نویسنده آمریکایی:
کارگر کشتی |
آبرهام لینکن ‚رییس جمهور آمریکا:
هیزم شکن |
چارلز دیکنز‚نویسنده انگلیسی: منشی |
|
آناتول فرانس‚نویسنده فرانسوی:
کتابفروش |
مولیر‚نویسنده بزرگ فرانسوی:
هنر پیشه |
هربرت جرج ولز‚نویسنده انگلیسی:
شاگرد بزاز |
ویلیام شکسپیر‚نویسنده انگلیسی:
هنر پیشه سیار |
|
فیدل کاسترو‚رییس جمهور کوبا:
دانشجوی حقوق |
ناپلئون بناپارت‚امپراطور فرانسه:
افسر توپخانه |
کریم خان زند:
تیر انداز سپاه نادرشاه |
هانری فورد کارخانه دار آمریکایی: ساعت ساز |
|
توماس ادیسون‚مخترع آمریکایی:
تلگرافچی |
آلفرد نوبل ‚بنیانگذار جایزه نوبل:
کارگر کارخانه |
والت دیزنی‚مخترع سینمای انیمیشن:
پادوی مغازه |
میکل آنژ ‚ نقاش و مجسمه ساز ایتالیایی:
سنگ تراش |
1- آلبرت اینشتین (AlbertEinstein) در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت اینشتین او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!
2. توماس ادیسون (Thomas AlvaEdison) که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!
3. بتهون (Ludwig van Beethoven) معلم او می گفت در طول زندگیش "اوچیزی یاد نخواهد گرفت"
4. پیکاسو (Pablo Picasso) یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!
5. هیلتون (Conrad NicholsonHilton) که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!
6. جیمز وات (James Watt) که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!
7. امیل زولا (Émile François Zola) نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!
8. ناپلئون بناپارت (Napoleon Bonaparte) مدرسه خود را با رتبه 42 به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!
9. لویی پاستور (Louis Pasteur) در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین 22 نفر رتبه 22 را کسب کرد(نقل از سایت روزنه)
حمید مصدق
تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ...
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم ...
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم :
که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت .
-----------------------------------------------------------
فروغ فرخزاد
من به تو خندیدم چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه ،سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی ...
باغبان باغچه ی همسایه، پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده ی تو پاسخ عشق تورا
خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک ،لرزه انداخت به دستان منو...
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت : برو
چون نمی خواست به یاد بسپارد گریه ی تلخ تو را...
و من رفتم و اکنون سالهاست
که در ذهن من آرام آرام ...
حیرت و بغض تو تکرار کنان، می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم:
که چه می شد که اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت .
-------------------------------------------------------------
علی نوروزی
دخترک خندید و...
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
اگه گفتین من کی ام.؟؟
هرکی حدس زد برنده س![]()
من بانوی اردیبهشتی هستم که به همراه آقای اردیبهشتی میخوام یه وبلاگ اردیبهشتی تحویل جامعه بدیم![]()
با اجازه ی آقای اردیبهشتی عنوان رو عوض میکنم..منتظرتونیمااااااا
با تشکر
نسترن اردیبهشتی
برق
نگاهت را
به رخ میکشی
و رو میگردانی
بلند بانو
من
باز هم
تور میگسترانم
باشد که سایش سایه هامان
گواهی نماید
امید تبسم ترا...
مردم اغلب بي انصاف ، بي منطق و خودمحورند ولي آنان را ببخش
اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهاني متهم ميكنند ولي مهربان باش
اگر شريف و درستكار باشي فريبت ميدهند ولي شريف و درستكار باش
نيكيهاي امروزت را فراموش ميكنند ولي نيكوكار باش
بهترينهاي خود را به دنيا ببخش حتي اگر هيچگاه كافي نباشد
و در نهايت ميبيني كه هر آنچه هست همواره ميان تو و خداوند است نه ميان تو و مردم .
(كوروش كبير )
* دکتر علی شریعتی *







خدایا : چگونه زندگی کردن رابه من بیاموز . چگونه مردن را خود خواهم آموخت.




































